تبليغاتX
روشنای خیال - پرده نگاه
لرزش یک برگ
       

       

         خورشیدی که در پس پرده گاه خود را پنهان می کند نیز مرا هوایی ابری و دل نشین می آموزد تا با خفای خود برایم درسی از نشاط طبیعت داشته باشد...

           از سکوت درس ها آموخته ام که کلام را گاه ملازمی است بنام تفکر٬ کلامی که گاه تنبیه می کند و گاه راه حل را می آموزد. همراهی که گاه با نگاه خویش یاریم می کند تا در سکوت خویش غوطه ور باشم٬ گاه دستم را می گیرد تا از فراز و نشیب های پر خطر مصونم دارد و به صحرای امن زمین بازم گرداند٬ گاه نگاه مرا می خواهد تا از عصاره چشمان پرخیالم پی به اسرار درونم برد و گاه کلامی  می طلبد تا خود را متقاعد سازد و مرا آرام از غلیانی که خود از آن بیخبرم و در پس پرده نگاهم نهفته است...

     آرام ساز وجودی را که در سکوتش نیز تشنه آرامش است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:2  توسط بوی باران |