![]() |
![]() |
|
| لرزش یک برگ |
|
برگ برگ درخت زندگی می یزد تا حیاتش را تجدیدی باشد. یک پیام مانند همیشه برایم داشت که آن را به تو می سپارم: دست هایت را به من و چشمانت را ببند. آن وقت هر چه می خواهی برایم به زبان بیاور که اندیشه ی تاملی میان ما نیست. برای امروز... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 22:58 توسط بوی باران |
|
|
برگ برگ تخیل بی نام و نشانم را پاره کرده ام... بی مرور بالاخره نگاه های مشتاق دربدری هم آرام می گیرند؛ پنجره ی امید به پوچی مسیری که ابتدایش در گروی انتهای آنست، انتهای مسیری که خود از انتهای پوچی سرچشمه می گیرد، سرچشمه ای که حتی یک بار هم از آب روانش نچشیده ام که طعم دونش را نیافته باور دارم، بسته شده است. این ها را به تو می گویم که بهاری کوتاه در دل خزان های در راه باروری ام بودی و طعم اعتماد را برای لحظاتی هم شده آموختی و حیف که زود باید از موهبت ها دست شست، به تو می گویم تا آینه ای باشی تا درست ببینم و گرچه وداعی تلخ را اظهار کنم اما مرا رهسپار مسیری کنی که همانا یگانه طریق سربلندی من است و مسیری می طلبد بی هم سفر... چگونه باور کنم نگون بختی را که ظاهرش می فریبد و تفکرش می آلاید؟ فقط می گویند چرا" و حال من می گویم چرا. چرا درستی را بی اغراق نمی توان نگاشت؟ چرا دستهای هم را باور نداریم؟ چرا؟... این لحظه ها به دلهایی می نگرم هرچند مشتاق دوستی اما معنی لطافت را برایم تفسیر نکردند که هرکس در تیرگی خویش دست و پا می زند و اکنون که دست شسته ام از دنیایی که زیبایی اش را برای فرزند خویش آرزو می کرد دیگر نباید دید و دید... باید لبخند زد. و اما خویش... هنوز جدایی اش را باور ندارم. احساسی که مرا پر می کرد و ذره ذره باز می گرداند به خویش. چگونه بنگارم از او که مرا دیگر یارای درک او نیست. چقدر دورافتادگی حقیقتی پرمدعاست؟ می روم. آن قدر می روم تا بیابم حلقه گمشده ای را که مرا به قصه هر شبم پیوند می زد، این بار کوله باری می طلبد از اراده ی خواستن. طلبی که این روزها بانگ شب هایم شده و نگاه روزهایم... بر من خرده مگیر فرشته پر غرور شب های بیتابی ام که این سرانجام بال هایی عقیم پرواز است می رود تا خود بیاموزد رسم پریدن را، رسمی فارغ از خیال آسمان که پرواز را باید در جایی دگر جستجو کرد. به درود که با من باز خواهد گشت... در انتظارم باش |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:0 توسط بوی باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 فروردین 1387 اسفند 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| نویسندگان |
|
بوی باران بهاری نارنج |
|
RSS
|